Filed under: دست نوشته

یک دقیقه بیشتر و فرسنگ ها کیلومتر فاصله

Media_http1bpblogspot_bfpej

میدونی چی بیشتر از همه درد داره ؟

اینکه بشینی و آرشیوت رو بخونی و ببینی سال قبل برای شب یلدا متن نوشتی و از آسیب های اجتماعی و فقر مالی و هزار و یک درد دیگه بنویسی و شب یلدا که رسید بشینی کنار خانوادت و دوستات انار دون کرده بخوری و فال حافظ بگیری ، بعد وقتی نوبت به نوشتن متن امسال میشه زانوت رو بغل بگیری و فقط بخونی ، تازه اگر چشمهای عرق کردت اجازه بده .

نوشتن از یلدای امسال خیلی سخت هست ، سخت از این بابت که این شب طولانی تا بخواد صبح بشه عمرت رو ازت میگیره .

میدونی مثل آدم یتیمی میشی که فقط باید با خاطره هات یلدات رو سر کنی و حسرت این رو بخوری که چرا الان بغل دست اونهائی که دوسشون داری نیستی تا باهاشون بخندی و آجیل و انار بخوری .

یلدای امسال من اینجوری شده ، مبهوت و کبود و گس

از خانوادم خبری نیست اما آجیل هائی که برام آورده بودن هست ، ولی از گلوم پائین نمیره .

از انار دون کرده گلپر زده شده خبری نیست ، نه که نباشه . هست اما اون چیزی که نیست حس و حاله ، انار دون کرده بخوره تو سرم

از دیوان حافظ که کلاً هیچ خبری نیست ، نهایتش اینه که اگر هوس کنم یکی برام فال بگیره باید از کامپیوتر و اینترنتم خواهش کنم این کار رو برام انجام بده که اونم خوب میدونید صفائی نداره .

امروز مامانعلی با بغض بهم گفت یلدات مبارک علی ، حتی نتونستم بگم یلدای تو هم مبارک چه برسه به اینکه بخوام در بارش باهاش حرف بزنم

به همه دردهای متن پارسال باید یه درد به اسم غربت رو هم اضافه کنم که امیدوارم نصیبتون نشه چون مثل بختک میاد گلوتون رو همچین موقع هائی می چسبه و احساس خفگی بهتون دست میده .

خیلی دلم میخواد ادامه بدم ، خیلی حرف دارم برای گفتن ، اما به چند دلیل ادامه نمیدم :

1. این متن رو مامانعلی و بقیه خانواده میخونن ، نمیخوام به غمهاشون غم اضافه کنم

2 . اعتراف میکنم ظرفیت ادامه دادن ندارم چون مطمئنم گریم میگیره وسطش و باز چشمام عرق میکنه

3 . غربت زده مثل من زیاده ، اونها چه گناهی کردن

4 . منتظری بخونی این یکی رو اما من دلم نمیخواد تو هم زار بزنی ، برو با شب یلدات حال کن


غربت بزرگترین شوخی بود که من با خودم کردم .


پی نوشت : شب یلدا به همتون خوش بگذره و هر جا هستین یه دل سیر بخندین ، خوش به حال شب یلدا دار ها


تقدیم به مادرم

Media_httpi1r2a3nblog_fojwc

 آمده ام که از تو بنویسم ، اما میدانم که در انتهایش هم کلمه کم می آورم و هم اینکه شرمنده ات میشوم ، اما تنها کاریست که میتوانم در جبران همه زحماتت انجام دهم پس از من بپذیرش ، با همه کاستی هایش

.

آری مهربانیت ، صبرت ، صفایت ، عشقت و وجودت آنقدر عظمت دارد ، که من حقیرترین مخلوق خدایم در برابرت

.

مهربانیت که سالهای سال همراه من بود ، تا بیاموزم از تو رسم ادای آن را به دیگران

.

صبرت را می ستایم و برتر میدانم حتی از صبر ایوب نبی
صبر در برابر گریه های گاه و بی گاه من
تصورش برایم سخت است که چه شبهایی را بیدار ماندی
تا من آرام چشمهایم را ببندم و تو تا صبح
با صدای دلنشینت بخوانی در گوش من ، لا لا لا گل پسته

.

از صفایت هیچ ندارم که بگویم زیرا آنقدر وسعت دارد که اکنون هم با آنکه گاهی باعث آزارت میشوم ، با رویی گشاده نگاهم میکنی و لبخندی میزنی و برایم دعای سلامتی می خوانی

.

عشقت مجموعه ایست از مهربانی ، صبر و صفایت که میدانم چنان گرمایی دارد که خورشید با همه گرمایش در برابرش حرفی برای گفتن ندارد چه برسد بر من ناچیز

.

و اما وجودت ، کاش میتوانستم چشمهایم را سنگ فرش قدمهایت کنم
یک تار مویت را با همه زیبایی های دنیا عوض نمیکنم
دلم میخواهد بودنت ابدی باشد زیرا که لحظه ای فکر نبودنت
بسان آواریست عظیم بر پیکرم ومیدانم که نه صبر تو را دارم
و نه طاقت لحظه ای نبودنت را

.

ببخش من را برای همه آزارهایم
ببخش من را برای همه گریه های نیمه شبهایم
ببخش من را برای ، گهگاهی صداهای بلندم
و در کل ببخش من را برای همه لحظاتی که تو را رنجاندم
به خدای خالق تو اگر گریه امانم میداد
تا انتهای دنیا از تو می خواستم که مرا ببخشی
پس حلالم کن مادرم ، حلالم کن
دعایت را از من دریغ نکن ، میدانم تا همین الانی که اینجا هستم
تنها دلیلش دعا های بی دریغ توست
روزت مبارک

فرزند حقیرت علی - تیر ماه 87


پی نوشت : دلم میخواست امسال هم با دست خودم هدیه روز مادرت را به تو بدهم تا شاید جبرانی باشد برای تمام زحمت هائی که به تو داده ام ، دریغ که اجبار فرسنگها فاصله میانمان انداخته ، از همین راه دور بوسه ای نثار پایت میکنم ، قدم بر چشمم بگذار و از دعایت مثل همیشه بی نصیبم مگذار .


یک دقیقه بیشتر


Media_http4bpblogspot_hjclv

شب یلدا برای ما ایرانی ها شبی هست که همیشه پر بوده از خاطره ، خاطرات خوب و شیرینی که هرسال از اونها یاد میشه .

شبهائی که همه دور هم جمع میشن و محوریت این جمع پدر بزرگ ها و مادر بزرگهائی هستند که قصه هائی رو تعریف میکنن که ربط داره به اومدن زمستون و فصل سرما ، یا به قول اونها ننه سرما .

از قدیم رسم بوده شب یلدا کنار این قصه های شیرین و موندگار ، آجیل مخصوص این شب و انار دون شده مخلوط با گلپر و نمک و هندونه سرخ محبوبی که شیرینیش و عطرش عقل از سرت می پرونه هم باشه .

یکی دیگه از رسم های این شب حافظ خونی و بساط داغ فال حافظ هستش که بابابزرگ جمع ، همیشه با صدای قشنگش مصرع به مصرع و بیت به بیت چه دلبری هائی که با خواجه شیراز نمیکنه .

همه و همه این قشنگیها به بهونه بلند بودن این شب هستش که حسابی این شب رو متمایز کرده نسبت به شبهای دیگه ، کوچیک که بودم همیشه فکر میکردم شب یلدا یا همون شب چلّه قدیمی ترها اونقدر طولانیه که صبح دیر تر از همیشه نوبتش میشه و خورشید دیرتر طلوع میکنه ما هم کلی میتونیم بیدار بمونیم ، اما بعدش فهمیدم نه بابا تمام این همه تفاوت فقط و فقط به خاطر یک دقیقست .

امان از این یک دقیقه که چه گفتنی ها و شنیدنی هائی داره .

این یک دقیقه زمان من با یک دقیقه زمان پدر من خیلی فرق میکنه ، خیــــــــــلی .

شب یلدای زمان پدر من همه آدمها در یک سطح بودن ، کسی به کسی فخر نمی فروخت ، بین مردم صداقت و یکرنگی همیشه حرف اول رو میزد ، احترام کوچیکتر به بزرگتر از واجب واجبات بود و خیلی چیزهای دیگه که بین آدمها براش حرمتی قائل میشدن .

توقعات آدمهای اون موقع اینقدر پائین بود که وقتی دور همدیگه جمع میشدن نیاز نبود جلوی روی طرف در همون جا پشت سرش پچ پچ کنن و یک نفر رو سوژه کنن و بهش فخر بفروشن .

هیشکی دنبال منفعت و سود خودش نبود ، آدمهای اون روزگار یهوئی تو این شب رنگ نمی باختن و دنبال تیغ زدن بقیه نبودن .

اما شب یلداهای زمان من تا دلت بخواد پر شده از اختلافات طبقاطی ، فخر فروشی و من از فلانی خوشم نمیاد و خونه فلانی نمیرم و باید بریم خونه مامان من و اینجور بچه بازی ها .

مردم زمان شب یلداهای من اونقدر ماشینی شدن که دیگه حوصلشون نمیاد برن توی صف وایستن برای خریدن آجیل شب یلدا ، یا اگر حوصلشون هم بیاد ، هزینه های زندگی هاشون اونقدر زیاد شده که توان خرید انار کیلوئی 4000 تومن رو ندارن ، اناری که شب قبلش کیلوئی 2000 تومن فروخته میشه .

اینجاست که می بینی سواستفاده از زمان و آدمها چقدر فاصله می ندازه بین شب یلدای زمان من با شب یلداهایی که پدرم از اون قدیم ندیم ها برام تعریف میکنه .

اون موقع ها پدر بزرگ که حافظ دست میگرفت همه ساکت بودن ، کسی وسط جمع ولو نمیشد روی زمین ، پای کسی دراز نمیشد جلوی بقیه ، حسن به حسین نمی گفت این اس ام اس رو خوندی و بلند بلند نمی خندیدن ،  فریبا به فرزانه نمی گفت بولوتوثت رو روشن کن تا آهنگ جدید ساسی مانکن رو برات بفرستم .

عروس یا دوماد جدید خانواده نمیگفتن من از فک و فامیل شما خوشم نمیاد ، میخوام برم خونه مامانم اینها .

وااااااای چه کرده با ما این زندگی های مکانیکی ، افسوس و صد افسوس .

هیچ وقت شب یلدا ها رو دوست نداشتم ، البته باید ببینی چرا و اصلاً برات فرقی میکنه یا نه .

همیشه عصرهای روز 30 آذر که شبش منتهی میشه به شب یلدا میرم تو خیابونها و آدمها رو نگاه میکنم ، از بعضی صحنه ها لذت میبرم و از دیدن بعضی از صحنه ها جیگرم آتیش میگیره .

شادی و هیجانی که بین یکسری از آدمها برای خرید شب یلدا هنوز مقداری ازش باقی مونده ، خیلی قشنگ و هیجان انگیزه . شرمندگی بابای خونه هم که میتونی اون رو موقع سئوال از فروشنده که آقا انار هاتون کیلوئی چنده و فروشنده در جواب میگه مثلاً 4000 تومن ، توی صورتش نقش می بنده و حسرت خریدش توی دلش می مونه ، اما به خاطر اینکه دست خالی توی خونه نخواد بره فقط و فقط و فقط 3 تا دونه انار انتخاب میکنه و میگه آقا این رو برام حساب کن ، همونجا جیگرت رو آتیش میزنه .

دلت میخواد جلو بری و چند کیلو انار یا یدونه از اون هندونه های شیرین و خوش عطر رو براش بخری و تقدیمش کنی ، اما از غرورش که بهش افتخار میکنه خجالت میکشی و پات پیش نمیره .

آره شاید برات فرقی نکنه و سه سوت خریدت رو انجام بدی و بپری پشت بی ام دبلیوت و گازش و بگیری و بری خونت ، غافل از اینکه بدونی تو شهری که داری توش زندگی میکنی چی داره به مردم میگذره .

شب هم که تلویزیونت رو روشن میکنی و توی اخبار می شنوی که فلانی دهن گشادش رو باز کرده و میگه : ما تو کشورمون فقیر نداریم و وقتی ازش سئوال میکنن شما به چه قشری میگین فقیر ، دهن گشادش رو بیشتر باز میکنه و میگه به قشری که شب رو گرسنه نخواد بخوابه .

ای تو روح هرچی آدم دهن گشاده ....

ببین این بلندی شب یلدا چه تاثیری گذاشت روی روده درازی های من ، چقدر این متن داره بلند میشه ، اما من دوست ندارم اونی که رفت توی روح اون آدم دهن گشاد توی روح من هم بره ، پس واسه همین دیگه ادامه نمیدم و برای همتون آرزو میکنم یلداتون مبارک باشه و اون یک دقیقه طولانی بودن این شب بازم حال و هوای زمان باباهامون رو بگیره . انشاالله

پی نوشت متن : گرانی یک شبه تنها یادگاری یلداست ، یلداتون مبارک آدم فقیرها .

پی نوشت تصویر : اینروزها حافظ شب یلدا هم سبز شده .

Posterous theme by Cory Watilo