Filed under: طنز سیاسی

انواع صندلی وکاربردهایش

Media_http1bpblogspot_kakbg

این هفته میخواهم در مورد صندلی برایتان بنویسم ، همه شما شاید مدلهای مختلفی از صندلی را دیده اید و نشیمنگاه محترمان را بروی آن قرار داده اید .

عبارت صندلی کاربردهای فراوانی دارد .

با صندلی بازی های فراوانی می توان انجام داد .

استفاده های متنوعی می توان از آن کرد .

در دنیا صندلی را می توان اینگونه تقسیم بندی کرد که :

صندلی در خانه ، صندلی در استادیوم ، صندلی در پارک ، صندلی در اتوبوس و مترو ، صندلی در ادارات دولتی ، صندلی در بازی های کودکانه ، صندلی در مجلس ایران و از مهم ترین نوع صندلی میتوان به صندلی های ساختمان سازمان ملل متحد اشاره داشت .

حال می پرداریم به توضیح مفصل در مورد گونه های ذکر شده در بالا :

صندلی در خانه : روی آن می نشینند ، غذا میل می نمایند ، کتاب می خوانند و ...

صندلی در استادیوم : در صورت داشتن هرگونه اعتراضی می توانید آن را کنده و به همراه مشتی ناسزا به وسط زمین پرتاب نمائید ، نگران دوربین ها هم نباشید آخرش بازداشت می شوید .

صندلی در پارک : برای استراحت در هوای متبوع و به دور از آلودگی خیلی خوب است ، البته اگر آن را رنگ نکرده باشند و یا به نوعی مزاحم دختر و پسری که بروی آن مشغول دل و قلوه گرفتن میباشند نباشید .

صندلی در اتوبوس و مترو : اگر شانس داشته باشید نصیبتان می گردد در غیر این صورت توکلتان بر خدا باشد و بروی پایه خود بایستید .

صندلی در ادارات دولتی : باید روی آن در ساعت مشخصی در روز بنشینند و کارهای ارباب رجوع را انجام دهند آنهم در سریع ترین زمان ممکن ، که خود بنده هرگاه به اداره ای رفتم آن صندلی خالی بوده و وقتی سئوال نمودم فرموده اند که ایشان مرخصی می باشند .

صندلی در بازیهای کودکانه : همیشه باید یکی کم باشد و حواستان به صدای موزیک باشد و به محض قطع شدنش بنشینید و خنده نمائید بر حال آنکه بی صندلی مانده ، فقط در هنگام خنده ظرفیت طرف مقابل را حتماً در نظر داشته باشید .

صندلی در مجلس ایران : پر درآمد ترین صندلی در ایران است و تضمین کننده درآمد مکفی تا هفت نسل بعد از خودتان ، دستیابی به آن به وعده های شما مردم بستگی دارد ، هرچه وعده ها بیشتر باشد ضریب امیدواری شما برای دستیابی به آن بیشتر است .

صندلی در سازمان ملل متحد : هیچ یک از توضیحاتی که در مورد صندلی های بالا دادیم در مورد این نوع صندلی مصداق ندارد ، یعنی نه میتوانید بروی آن غذا میل کنید ، نه میتوانید آن را بکنید ، نه محل دل و قلوه دادن و گرفتن است ، لازم نیست به پایتان تکیه کنید و برای روی آن نشستن توکلتان بر خدا باشد ، از ارباب رجوع در اینجا خبری نیست ، به تعداد تمام سران دنیا جاهست و نیازی به موزیک ندارد ، بابت نشستن بروی آن هفت نسل بعد شما هم پولی گیرش نمی آید اما یادتان باشد این تنها صندلی دنیاست که سالی یکبار و آنهم در ماه سپتامبر به محض سخنرانی محمود احمدی نژاد همه از روی آن بلند می شوند و مجلس را ترک می نمایند .

پی نوشت : امسال هم همان کشورهائی روی صندلی هایشان نشستند که در قهوه خانه هایشان برای پیروزی تیم ملی فوتبالمان خوشحالی می کردند .

شهر هرت

Media_http4bpblogspot_thaxx

تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست ؟

- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند .

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب .

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن .

- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند...

- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت‌تر برانند .

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند .

- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد .

- شهر هرت جايي است که خنده نشان از جلف بودن را دارد .

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن .

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه .

- شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه پس ميرويم ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ........ را آباد ميکنيم

- شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي، نبايد به ديگري بياموزي .

- شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است .

- شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ....

- شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه .

- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام ميدي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن..

- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور .

- شهر هرت جایی است که ساق پا پیدا و موی سر پوشیده است!!

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند .

- شهر هرت جايي است که رانندگي با ادب در آن معني ندارد. و بايد با بي‌احترامي و دشنام رانندگي كرد و حق يكديگر را پايمال كرد .

شهر هرت جايي است كه ..........

خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست


----------------
پی نوشت :

بلاگ اصلی رو میتونید از { اینجا } بخونید
همون بلاگی هست که قرار بود امروز آپ بشه
ولی به دلایلی چند روز زودتر آپ شد .

پس نتیجه میگیریم دو تا نظر باید بدهی ، یکی برای این پست و یکی برای پست لینک شده .

متن بالا هم ارسالی از طرف دوستی بود که دیدم شبیه به حال و روز الانمون هستش دلم نیومد ثبتش کنم

Posterous theme by Cory Watilo