بلاخره رسید ماه عشق بازی های من با تو .
ماهی که میگن ، من علی پسر ایرونی باید منکرش بشم ، فکر میکنن آسونه .
میدونی من بهشون چی میگم : خواهی که آسمان و زمین را زیر رو کنی ، یکباره نام نامی ارباب ما را ببر .
نمی دونن همه عالم رو بگردن مثل تو پیدا نمیشه ، هیچکسی برای قلبم یوسف زهرا نمیشه .
نمیدونن این عشق تو ، مرز و بوم و اینجائی و اونجائی بودن حالیش نمیشه ، شاید ندیدن بچه 6 ساله ای رو که دیشب من دیدم ، هنوز هیئت های عزاداریت راه نیوفتاده وایستاده بود جلوی در تکیه سینه میزد و میخوند :
عمو عباس زانوهامو بغل میگیرم ، عمو عباس بیا من تا من برات بمیرم
این بچه سیاست حالیشه ، این بچه میفهمه دین چیه ، این بچه تاریخ طبری خونده ؟
نه این عشقه ، ناب ترین عشقی که از بچه 7 ساله تا پیر 70 ساله اسیرشن ، اگر میبینی درون تو وجود نداره نزار به حساب متمدن بودنت و زیادی فهمیده بودنت ، بدون هنوز لیاقتش رو پیدا نکردی .
اگر واقعاً بی تمدن بودن و نفهم بودن معنیش این میشه که من و امثال من طرفدار حسینیم ، هیچ اشکالی نداره ، من میخوام تا آخر عمرم نفهم بمونم .
شاید من خودم روی این زمین نه به چیزی اعتقاد داشته باشم و نه مثل همه مسلمون هایی که امثالشون رو زیاد دیدیم مدام دنبال اذان اول وقت و ماه رمضون خدا هستن هم نباشم . اما میدونم وقتی توی این ماه کوتاهترین نوائی هم به گوشم برسه گلوم پر میشه از بغض و سرجام میخکوب میشم .
دل و دین و عقل و هوشم همه را به باد دادی ، ز کدام باده ساقی به من خراب دادی .
نمینویسم اینجه که بخوام تبلیغ دین کنم ، نه . اعتقادی به این کار ندارم و ازش متنفرم .
نمینویسم که بگم وااااااااای من چقدر آدم متواضعی هستم ، مطمئن باش اصلاً نیستم .
ولی از این بابت مطمئنم که وقتی ازش می نویسم اونقدر آروم میشم که هیچی نمیتونه اینقدر آرومم کنه .
دنبال عشقش باش ، به خدا نابه ، به خدا موندگاره .
سه سال پیش قبل از محرمش ازش چیزی خواستم بهم نداد ، بهش گفتم امسال همه 10 روز رو می مونم خونه و بیرون نمیام ، قهر تا روزی که بهم بدی اونی که ازت خواستم رو .
فقط 8 روز تونستم روی قهرم بمونم روز تاسوعاش زدم بیرون از خونه و شاید فکر میکنی میخوام شعار بدم ، اشکالی نداره تو اینجوری فکر کن ،اما ظهر عاشورا چیزی که خواستم رو برام انجام داد .
آره وقتی دلدادش بشی برات سنگ تموم میزاره .
همیشه براش میخونم زیر لبم : ای گل باغ و بهارم ای همه دارو ندارم ، آرزومه وقت مردن سر رو شونه هات بزارم .
آره داداش یا آبجی من ، ما عشق بازی هائی با صاحب این ماه کردیم و می کنیم ؛ به یاد موندنی .
تو هم دست بردار از متمدن بودنت و فهمیدگی بیش از حدی که داری ، برای 10 شب تو هم بیا تو جمع ما بی تمدن ها و به قول تو عقب موندگان و درگیران دین و محرم و حسینش ، قول میدم مشتریش بشی .
نمی گم راه بیوفت تو خیابون ، نه . اما دل به دلش بده و گوش به شورش . حیرونت میکنه ، امتحان کن رفیق .
پی نوشت : این ده شب بتونم شبی یدونه متن مینویسم ، برام مهم نیست خونده بشه یا نشه ، نظری بابتش داده بشه یا نشه ، دوست دارم امسال اینجوری باهاش حرف بزنم و اینجوری حال کنم باهاش . ولی شاید این وسط تلنگوری شدم برای اینکه یکی دیگه رو هم دیوونه سلطان عشق و معرفت کنم .
عزاداری همتون قبول باشه امسال . یا حسین