خیلی همه چی یکنواخت شده ، خیلی
صبح ساعت 10 از خواب بیدار میشی ، صورت شسته نشسته ، صبحونه خورده نخورده میائی میشینی پای سیستمت و کارهات رو شروع میکنی ، اعتیادت اونقدر زیاد هست که زمانی که میخوائی کنترل پنل سایتهائی رو که داری کارهاشون رو انجام میدی ُ باز کنی اول روی بوک مارک فیس بوکت کلیک می کنی و بعد به خودت نهیب میزنی که خاک بر سر معتادت کنن .
رادیو جوان رو باز می کنی و همینجوری که داری کار میکنی ، دِلنگ دِلنگ آهنگهای صد من یه غاز جدیدی که کیلوئی ریخته شده تو بازار رو گوش می کنی به امید اینکه شاید این وسطا کارگردان برنامه دلش بسوزه و یه آهنگی از اون قدیم ندیما پخش کنه که همچینی موقع گوش کردنش دستت رو بزنی زیر چونت و پرتاب بشی وسط یه عالمه از خاطرات زیر خاکیت .
دریغ !!!
از آسمونم که خیری جز بارون بهمون نمیرسه این روزها همش ابری هست و دلگیر تر از فضای تو خونه .
دلمون لک زد برای یه آب و هوای مطبوع که سرمون رو از پنجره بگیریم بیرون و یه نفس عمیق رو اِسنیف کنیم تا یکم این شُش و ریه مون حال بیاد .
افسوس !!!
فقط کافیه نفس بکشی ، خروار خروار دود کومور ( ذغال ) هست که میاد توی دماغت و بعدشم حلقت . سرفم گرفت :دی
گفتم بشینم 4 تا خبر بخونم ببینم چه خبره تو مملکتی که حالا دیگه توش نیستم و مجبورم از دور خبرهاش رو دنبال کنم ، البته این نبودن یجورائی خوبه یجورائی بد .
وقتی نباشی دسترسیت به منابع خبری خیلی بیشتره و مجبور نیستی بشینی روزی 7 بار اخبار دروغی رو که به خوردت میدن رو گوش بدی ، مخصوصاً گل سر سبد خبر گذاریها 20:30 و فارس .
آخه میدونی اونجا یه چیزی داشتیم که هنوزم داریم و هروزم داره بیشتر میشه ، فیلترینگ .
آخ که فدای تو بشم که دلم برات یذره شده فیلترشکن جان ، چه عشق بازی هایی که با هم نمیکردیم .
اومدیم پای خبرها و سر تیتر های داغ امروز :
ورزشی : استقلال 1 - پرسپولیس 0 ، اشک قرمزها در استادیوم آزادی ( توضیح در ذیل ) .
نه که همه چیمون رو حسابه این روزها مخصوصاً انتخاب هامون ، باید این رو حساب بودن رو همه جا به رخ ملت هم بکشیم ، طرف تو کل عمرش شاید یبار هم تو پیست دو میدانی استادیوم آزادی راه نرفته اونوقت بهش یه پرچم دادن و بهش گفتن اینجا ایسا تکون هم نخور و حواست رو جمع کن ، پرسپولیس هر جوری که گل زد تو کار نداشته باش فقط این پرچم رو ببر بالا به محض ورود توپ توی دروازه . تو هم که گفتی : چشم سردار ( گفتم سردار چون فوتبالمون رسماً شبیه پادگان و ایناست ) .
سیاسی : احمدی نژاد از لبنان برگشت ( توضیح در ذیل ) .
خوب ؛ منم اگر بودم بعد از گندی که تو نیویورک زده بودم جای دیگه ای جز لبنان نمیرفتم ، آخه میدونی چرا این رو میگم ؟ چون امسال یادم رفت چیزی از هولوکاست و شما لبنانی ها و فلسطینی ها بگم ، یادم نرفت ها اما دیدم دیگه واسه همه تکراری شده که من هر سال بیام و حرف تکراری بزنم و ملت بلند شن سالن رو خالی کنن ، واسه همین بود که گفتم اینبار با یه حرف جدید همرو میخکوب میکنم سر جاشون ، گیر دادم به برجهای دو قولو و جریان 11 سپتامبر ، اما نشد که نشد فیدبک این دفعه حرفام سالن رو کلاً خالی کرد و برای اینکه لبنانی ها صداشون در نیاد گفتم یکسری بهشون بزنم .
آقای محمود چه خبر از شبهای لبنان و اندوه لبنانی نشینان ، در کدوم شبش بود که پولها رو تحویل دادی و اونها رو از اندوهی جانکاه رهائی بخشیدی ، حتماً میگی کدوم پول ؟ محمود جان همون پولهائی که میتونست تو مسجد سلیمان و بلوچستان و کردستان و لرستان و فارس و اصفهان و هر جای دیگه این کشور کمه کمش یه تکونی به اقتصاد بده و مردم یکم نفس بکشن ، آره عزیزم همون پولها .
اجتماعی : ایران در خطر فوران آتشفشانی ایدز ( توضیح در ذیل ) .
وزارت بهداشت این رو گفته و من از خودم نمیگم ، کلاسهای آموزش ازدواج گذاشتین مثلاً که مردم یاد بگیرن یه چیزهائی رو ، گشت ارشاد فرستادین تو خیابونها که پسر دختر ها رو جمع کنند ، اون طرح مزاحمین نوامیس چی شد راستی ؟
یکسری بزنید به بنگاه های معاملات ملکی همین تهرون خودتون ، ببینید قراردادهای اجاره خونه مجردی در تهران داره چجوری هروز به تعدادش افزوده میشه .
وزیر بهداشت اینها راه حل نیست ، اینها نحوه آموزش نیست ، تو هنوز خیلی کار داری تا بخوائی به دختر و پسر بفهمونی میتونن از کودکی کنار هم بدون هیچ فیلتری بزرگ بشن و با فرهنگ بار بیان .
خیلی دور نمیرم همین کشور بغل دستتون رو یه سفر برین و ببینید ، روابط بین دختر پسرها از کودکی و دوران تحصیل و دانشگاهشون رو یه مروری کنید ، تازه اینها هم مثل ما مسلمون هستن ، خیلی هم مسلمون تر از ما هستن .
جداً برین و ببینین و الگو برداری کنید ، هرچند که شما به قول خودتون استاد ارسال الگو به تمام جهان هستید .
اینم از خبر ها ، خونده شد و تو ذهنم برای خودم تنها چیزی که باقی موند یه عالمه علامت سئوال و یه عالمه تاسف از اینکه ما با اون همه قدمت و پیشینه و دادار دودور ، رسیدیم به اینجا و افغانستان داره میرسه به کجا .
همون فیس بوک رو چک کنم و لینک و استتوس توش هوا کنم بهتره که باز دوباره شب بشه و کپه مرگ بزارم به امید اینکه فردا صبح بیدار بشم و ببینم که :
یروز خوب اومده ، یروزی که همه منتظرشیم .
پی نوشت : امشب که بخوابم از این بابت مطمئنم که فردا صبح که بیدار میشم یروز خوب اومده و اونم ملاقات با خانوادم بعد از 6 ماه دوری و غربت نشینی ِ ، شیرینه و لذت بخش .