دهان شکسته

Media_http3bpblogspot_ajeba

رقص شعله بر لب
و داغ گلوله بر پیشانی
جوانان، سبز و سرودخوان
از دهلیز تاریکی و تیزاب گذشتند…


*


مادران با نگاه حیران نگریستند
با سرانگشت لرزان، کاکل خونین جوانان را شانه زدند
بوسه ای بر دهان شکسته


*


از هر گوشه ندایی خاموش شد
در هر کنار سهرابی بر خاک افتاد


*


جنگلی از زمین جوشید
دریایی بر بام خانه ها
امواج : خدا بزرگترست…
از هر گوشه ندایی رویید
و در هر کنار سهرابی بر پا خاست…


*


تبسم گرم مادران
شوق لرزنده در چشمان

شهر هرت

Media_http4bpblogspot_thaxx

تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست ؟

- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند .

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب .

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن .

- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند...

- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت‌تر برانند .

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند .

- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد .

- شهر هرت جايي است که خنده نشان از جلف بودن را دارد .

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن .

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه .

- شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه پس ميرويم ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ........ را آباد ميکنيم

- شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي، نبايد به ديگري بياموزي .

- شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است .

- شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ....

- شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه .

- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام ميدي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن..

- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور .

- شهر هرت جایی است که ساق پا پیدا و موی سر پوشیده است!!

- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند .

- شهر هرت جايي است که رانندگي با ادب در آن معني ندارد. و بايد با بي‌احترامي و دشنام رانندگي كرد و حق يكديگر را پايمال كرد .

شهر هرت جايي است كه ..........

خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست


----------------
پی نوشت :

بلاگ اصلی رو میتونید از { اینجا } بخونید
همون بلاگی هست که قرار بود امروز آپ بشه
ولی به دلایلی چند روز زودتر آپ شد .

پس نتیجه میگیریم دو تا نظر باید بدهی ، یکی برای این پست و یکی برای پست لینک شده .

متن بالا هم ارسالی از طرف دوستی بود که دیدم شبیه به حال و روز الانمون هستش دلم نیومد ثبتش کنم

خودت را ثابت کن

Media_http1bpblogspot_chtcm

امشب از آن شبهائیست که خدایا میخواهم تا زیر چشمانت بنویسم

دقیقاً زیر چشمانت تا خوب ببینی و خوب بخوانی

امشب از آن شبهائیست که حتی صدای تکنوازی تار هم بی تابم میکند

چه برسد به ضجه های مادری چشم به راه

امشب از آن شبهائیست که الله اکبر اذانت قبل از نشستن بر سر سفره افطار ویرانم می کند

چه برسد به دعای زیر لبی که سفره افطارش زیر سیمانی ترین دیوار این شهر پهن است

امشب از آن شبهائیست که خوب میدانی نوشته هایم سر و تهی ندارد

فعل و فاعل جایش معلوم نیست و جمله هایم نقطه سر خط ندارد

امشب از آن شبهائیست که آسمان دلم به اندازه تمام آسمانهایت بغض دارد

محتاج تلنگریست تا رعد و برقش بارانی سازد همه وجودم را

امشب از آن شبهائیست که انقدر تلخ هستم که بیزارم از خنده

دلم تنگ شده است برای ارتفاعی که نزدیکت باشم و بر سرت فریاد کشم

امشب از آن شبهائیست که میخواهم تو را دروغگو ترین خالق هستیم نام نهم

در آخر یا من برنده ام یا تو ، پس خودت را ثابت کن

امشب از آن شبهائیست که میخواهم قرآن خودت را به دست خودت بدهم

تا بخوانی سوره توبه ات را بدون آوردن نام خودت

امشب از آن شبهائیست که میخواهم تو را شرمنده کنم

با روخوانی از روی سوره ناس اَت

امشب از آن شبهائیست که میخواهم تو را بترسانم

با یاد آوری آیه اذا زلزلت الارض و زلزالها

امشب از آن شبهائیست که میخواهم پرده از دروغی بردارم

دروغی که سالها از جانب تو در گوشم خواندند که بزرگترین گناهت دروغ است

امشب از آن شبهائیست که میخواهم بدانی تو هم دشمن خودت هستی

شاید دروغ نگوئی اما حمایت میکنی از دروغ و دروغگو

سکوتت از چیست ؟

متفکر در چه هستی ؟

مگر تو همانی نیستی که از دل کوه برای عذابشان شتر بیرون آوردی

مگر تو همانی نبودی که برای اثبات حقانیت موریانه را مامور خوردن آن عهدنامه کردی

مگر تو همان نبودی که برای تائید راستی دریا را شکافتی

همانی نیستی که نوزادی را به حرف آوردی ؟

میخواهی بگوئی اینها هم دروغ بوده است ؟

میخواهی بگوئی تو این کارها را نکرده ای ؟

اگر تو همانی هستی که همه این کارها را انجام داده ای

تو را به همه فرستاده هایت

تو را به همه کتابهایت قسم میدهم

نمیگویم برایمان از دل کوه شتری بیرون بیاور و یا دریا را بشکاف

اما نویدی را که سالها به ما مژده اش را دادی را به دادمان برسان

مگر نوید آمدن منجی را نمی دهی ، پس کجاست آن منجی ؟

می خواهی بگوئی این هم وجود ندارد ؟ نه نگو ، تنها دلخوشیمان همین است

امشب از آن شبهائیست که میخواهم به تو بگویم باور بودن او را هم دارند برایم از بین میبرند

پس کجاست ناجی مظلومانت ، پس کجاست آن گل نرگست ؟

آمدن که نیاز به روز و ساعت ندارد ، چه اجباریست در انتظار جمعه هایت سر کردن ؟

اگر قرار است بیاید به خدای احد و واحد قسم که زمانش فرا رسیده

اگر هم که قرار نیست سکوتت را بشکن تا به راهی دیگر بیندیشیم

همگی خسته ایم ، همگی خسته ایم

نوشتم تا زیر چشمانت که خوب ببینی

ترتیب فعل و فاعلش با خودت

نقطه سر خط هایش را خودت بگذار

ویراستاریش با خودت اما یک جمله اش را مدام زمزمه کن

همگی خسته ایم ، همگی خسته ایم


علی ایرانی ، آخرین شب مرداد سالی که دو تا هشت داره

Posterous theme by Cory Watilo