روزت مبارک پدر کارگرم

7-10-1388-image633975954790312500

این هفته در ایران اتفاقات متعددی رخ داد که بر حسب روال این وبلاگ قرار بود به بررسی آنها بپردازیم اما این هفته به خاطر تقارن این روز ( یک شنبه ) با روز جهانی کارگر تصمیم بر این گرفتم در مورد روز کارگر و مقام کارگر در ایران صحبت کنم ، به همین خاطر پیشاپیش عذرخواهی میکنم .

 

کارگر در ایران جزء آن دسته از جامعه به حساب می آید که تنها وظیفه اش کار کردن است ، اسمش کار است اما رسمش بردگیست .

سالیان سال باید کار کند ، دستش پینه ببندد ، زیر حجم کار زیاد خُرد شود و فقط بگوید چشم .

به جای اینکه قدرش را بدانند حقش را می خورند و او به خاطر اینکه بتواند خرج زندگیش را بدهد نمی تواند حتی اعتراض کند چون باعث میشود او را از کار بی کار نمایند و خانه نشینش کنند .

 

کارگر به فردی اطلاق میشود که سالیان سال صورتش را با سیلی سرخ نگه می دارد تا شرمنده خانواده اش نشود .

 

من یک کارگر زاده هستم ، به کارگر زاده بودنم افتخار میکنم و بوسه میزنم بر دست پدری که از خود گذشت و تمام سختی ها را به جان خرید تا من بشوم کسی که دارد این متن را می نویسد ، پدری که به قول خودش همیشه میگفت شب میروم سر کار و شب بر میگردم ، قبل از طلوع آفتاب و بعد از غروب آفتاب .

 

با تاسف باید بگویم قشر سرمایه دار در ایران سوار بر روزگار است ، امر و نهی میکند ، همیشه خرده فرمایشات دارد . اعتراض هم نمی توانی بکنی .

 

پدر من در طول عمر کاری خود برای کشورش کم نگذاشت ، همانند دیگر پدران کارگر ایران . آن زمانی که بمب افکن های عراقی حوضچه های نفتی ایران را هدف موشک های خود قرار داده بود ، پدر من و همکاران شریفش همگی جان خود را بر کف دست گرفته بودند و در زیر آماج حملات هوائی بدون منتی بر مردمان این سرزمین دوش به دوش آنان که در پشت خاکریز ها از ایرانشان دفاع میکردند ، کارشان ترمیم قسمت های آسیب دیده بود . از نفتی مراقبت میکردند که قطره قطره اش اقتصاد این مملکت را میگرداند .

هنوز هم بعد از این همه سال تنها چیزی که از آن نفت به مردم ایران رسید فقط وعده اش بود و بس .

اما همین فرد و همکارانش وقتی صدایشان به هوا برخواست و طلب حق و حقوق پایمال شده خود را که از ابتدای انقلاب سال 57 تا حدود 12 سال پیش فقط وعده اش را به آنها داده بودند را کردند ، در جوابشان همگی را مجبور به ترک محل کار خود یا همان اصطلاح من در آوردی خودشان ( بازنشستگی پیش از موعد ) و یا تبعید نمودند .

بدون پرداخت حتی یک ریال از حق الزحمه خدماتی که این چند سال انجام داده بودند .

پدر من قطره ای کوچک بود از این اقیانوس حق خوری در ایران ، این تازه نمونه ای بود در قالب سرمایه داری دولتی .این روزها خیلی از مراکز دولتی دچار این مشکل هستند .

روزی آمدند و اعلام کردند می خواهیم خصوصی سازی کنیم ، میخواهیم بخش های مختلف را به واحد های خصوصی واگذار نمائیم ، همان اصل 44 فعلی .

 

پدر من از نسلی بود که آن دوره دولتی ( سازندگی ) را تجربه کرد و من از نسلی بودم که توانستم کار در زیر عنوان خصوصی سازی ( چاپیدگی ) را تجربه نمایم .

قشر سرمایه دار در تجربه من هم دخالتی بزرگ داشت ، هر کسی که روابط نزدیکی داشت میتوانست قسمتی از یک مرکز دولتی را به دست گیرد و با ثبت یک شرکت به صورت سوری در یک مناقصه توافقی و تشریفاتی شرکت نماید و در انتها بیایند و در یک جلسه با هزار دادار دودور اعلام کنند فلان قسمت اداره واگذار گردید به بخش خصوصی .

حال کدام بخش خصوصی ؟ باید بگویم نه شما می دانید نه شخص دیگری ، فقط خودشان میدانند .

همین الان خیلی از شما دوستان تجربه کار در این نوع سیستم را دارید و یا در میان اقوام و دوستانتان کسانی را دارید که به نوعی در حال بردگی هستند ، بردگی به روش مدرن .

 

در زمان فراعنه اگر یک برده اعتراض میکرد به فشار کار آنقدر او را شلاق میزدند تا بمیرد ، حالا که روزگار پیشرفت کرده و فرعونیان زمان آپگرید شده اند تو را دیگر شلاق نمیزنند ، فقط از کار بی کارت میکنند و میسپارنت به فشار های روزگار ، هزار برابر شلاقش بیشتر درد دارد و زودتر جان خواهی داد .

 

له شدن زیر چکمه های سرمایه داری به همین راحتی است ، میروی کارگزینی ، برگه ای را امضا می کنی ، بدرقه ات هم نمیکنند و فقط میگویند برو بیرون . تازه شانس بیاوری و برچسب سیاسی بهت نزنند و نگویند قصد اخلال در امور مملکتی را داشته ای .

آن زمانی که برمیگردی و درب بسته شده محل کارت را پشت سرت میبینی دردت می آید و اولین چیزی که به ذهنت میرسد ، تهیه مایحتاج شام امشب است که چگونه میتوانی تهیه اش کنی تا شرمنده خانواده ات نشوی ، این کوچکترین عذاب است ، بزرگترهایش از فردا صبح شروع میشود ، صبحی که شبش حتی نتوانسته ای از فکر و خیال پلک بر هم بگذاری .

 

من افتخار میکنم به پدر کارگرم ، میدانم تو هم افتخار میکنی به پدرت . زیرا شرافت دارد . شرفی را که پدران ما در این مرز و بوم دارند را در هیچ جای دنیا پیدا نمیکنی . پدرانی که خود را نمیفروشند به وعده های واهی و برای گرفتن حق و حقوقشان تا پای جان مبارزه می کنند .

 

این متن را تقدیم میکنم به پدرم و دیگر پدران این مرز و بوم ، شاید بی ارزش باشد اما در کلمه کلمه این نوشته هزاران هزاران حرفی است که تو در زمان خواندش همانند تصویر از مقابل دیدگانت عبور خواهد کرد و به یاد کارگری می افتی که شاید آن موقعی که تو در خوابی در گرمای خانه ات او در سرمای زمستان در حدود ساعت 3 صبح مشغول کار است و وقتی گوشت را تیز میکنی صدای خش خش جارویش را بر کف خیابان خواهی شنید .

یا آن پدری که از جانش میگذرد و تو را از میان آتشی که گرفتار آن هستی نجات میدهد .

یا آن پدری که در زیر آفتاب سوزان تابستان مشغول آسفالت نمودن خیابانی است که تو میخواهی با ماشین چند میلیونیت به آسودگی خیال در آن رانندگی کنی .

یا آن پدری که حجم ترافیک شهری را قبول میکند تا دنده ای صد تا یه غاز عوض کند و تو را به مقصد برساند و در نهایت پولی که بابت آن زحمت کشیده است فقط برسد به باک بنزین ماشینش .

دیگر از آن پدرانی که شب را همراه با خانواده اش سر گرسنه بر بالین میگذارند حرفی نمیزنم زیرا میترسم شاید نقل قولش به گوشش برسد و لحظه ای بخواهد غرورش را جریحه دار کند .

آری من افتخار میکنم به اینکه در یک خانواده بزرگ شده ام که نان آورش یکی از میلیون ها کارگر با شرافت ایران بوده است .

پدر کارگرم و دیگر پدران ایران ، روزتان مبارک . این خاک تا ابد به شما مدیون است و مطمئن باشید روزی ادای دین خواهد کرد ، آن روز دیگر نه اثری از سرمایه گذاری است و نه جائی می ماند برای حکومت دیکتاتوری .

 

روز کارگر مبارک باد .

 

 

هفته ای پر برکت

7-10-1388-image633975954790312500

هفته قبل با مرور چند اتفاق که در ایران افتاده بود در خدمتتون بودم و همونطور که پیش بینی کرده بودم طرح هفته نوشت مورد استقبال دوستان قرار گرفت و من را بسیار خوشحال نمود ، تشکر میکنم .

و اما این هفته و مرور سرخط خبر ها :

وزیر اطلاعات ایران در حال حاضر کیست ؟

خبر داری مملکت الان دست کیست ؟

عاقبت مشائی چه میشود ؟

تیم احمدی نژاد هم به بلای فیلترینگ دچار گشتند .

در جلسه هیات دولت این هفته چه گذشت ؟

بر دختر 8 ساله ایرانی چه گذشته است ؟

.

.

[ ماجراهای ایران و وزیر اطلاعاتش ]

در جلسه هفته پیش هیات دولت محمود احمدی نژاد اعلام کرد که دیگر نیازی به همکاری با حیدر مصلحی ندارد و خودش میخواهد قبول زحمت کند و به کارهای وزارت اطلاعات نیز رسیدگی نماید . همان کاری که با وزیر اطلاعات قبلی انجام داد و در آن زمان هم سر و صدای زیادی را براه انداخت مبنی بر اینکه همگان ندا سر دادند که محمود تصمیم به سوزاندن اطلاعات دارد و میخواهد یکسری از پرونده های مربوط به دولتش را از دسترس خارج کند .

آن زمان سریعاً حیدر خان را گذاشتند بر سر کار تا سر و صدای ملت در نیاید ولی چون محمود بیشتر از این ها در باتلاق جنایت فرو رفته است دو مرتبه تصمیم به انجام این کار گرفت که اینبار با مخالفت شخص رهبری روبرو گشت و رهبری امر فرمودند که حیدر می ماند و هیچکسی هم نمیتواند ایشان را جا به جا نماید و این دقیقاً آغاز ماجرا شد .

سال 88 یادم میاد یک جائی نوشتم که روزی همین محمود همچون گربه ای پنجول خواهد کشید بر صورت رهبری ، که بعد از دو سال این اتفاق در هفته گذشته افتاد .

رهبری آمد و در جلوی دوربین ها اعلام کرد که هیچ دعوائی وجود ندارد ، اتحادی که در قبل وجود داشت هنوزم بر سر جای خود باقیست و خیلی حرفهای دیگر که مهمترینش طبق عادت دیرینه رهبری انداختن تمام تقصیر ها به گردن آمریکا و اسرائیل بود ، اما این حرفها همگی همراه با کد بود و آنهائی که باید میگرفتند در همان جلسه گرفتند ، رهبری نمی تواند بیاید و مستقیم هوار بکشد که مشکل وجود دارد ، خامنه ای در جلسه ای که داشت در تمام صحبت هایش از افعال معکوس استفاده کرد .

به عنوان مثال : در ایران هیچ شکافی بین مسئولین وجود ندارد ، شما بخوانید ندارد اما شک نکنید که دارد .

ماجرای مصلحی شروع یک نزاع است ، کم کم ناخن ها را به هم بسائید که این دعوا دارد بالا میگیرد ، در ادامه باز پیرامون همین جابجائی خبر داغ دیگری نیز برایتان دارم .

 

[ به گفته فائزه هاشمی مملکت دست اراذل و اوباش است ]

صحبت های فائزه هاشمی با خنده شروع شد و با خنده هم پایان گرفت. اما در خلال مصاحبه به راحتی می شد متوجه بغض در گلوی او شد.

با فائزه هاشمی پس از انتشار مصاحبه نوشابه امیری با سعید تاجیک گفت و گو کردم اما موضوع مصاحبه تنها به این محدود نماند.

جنبش سبز، شرکت در انتخابات آینده مجلس، انتخابات جنجالی گذشته ریاست جمهوری و بسیاری از موضوعات دیگر در این گفت و گو جای گرفتند.

سخنان جنجالی زن سیاستمداری که سابقه اش نشان می دهد توانسته فارغ از نام و سایه سنگین پدر، شخصیتی مستقل از خود در عرصه سیاسی ایران بیابد.

متن کامل مصاحبه را در [ اینجا ] بخوانید .

 

[ حامي سرسخت مشايي وي را رئيس‌جمهور آينده ايران مي‌داند ]

درباره مشائی این روزها خیلی کم میشنویم چون محور همه صحبتها حیدر مصلحی بوده است در هفته گذشته اما در میان این شلوغی ها پیش نماز نهاد ریاست جمهوری حرفهائی را در مورد اسفندیار رحیم مشائی زده است که خواندنش خالی از لطف نیست .

مشائی به طور جدی تصمیم دارد برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید شود و از همین الان طرفدارانش دارند او را فردی مناسب برای این سمت معرفی میکنند .

خبرگزاری فارس ( بنگاه دروغ پراکنی ) مصاحبه ای را با عباس اميري‌فر رئيس شوراي فرهنگي نهاد رياست‌جمهوري ترتیب داده است که میتوانید متن کامل آن را در  [ اینجا ] بخوائید .

 

[ سایتهای تیم احمدی نژاد فیلتر شدند ]

بعد از برکناری حیدر مصلحی از سمت ریاست وزارت اطلاعات ایران خبری بروی تعدادی از وب سایت ها منتشر گردید با عنوان : اداره وزارت اطلاعات از سوی اطلاعات سپاه .

این خبر خیلی سریع و به صورت گسترده در بیشتر شبکه های اجتماعی و سایتهای خبری انتشار یافت که در نوع خود یک افشاگری بسیار بزرگ به حساب می آمد ، جالب اینجا بود که تعدادی از سایت های حامی محمود احمدی نژاد نیز دست به انتشار این خبر زدند که در کمتر از چند ساعت پس از اعلام ، همگی از سوی جمهوری اسلامی در ایران فیلتر و یا از دسترس کابران خارج گردیدند .

اسامی این سایت ها و متن کامل این خبر را میتوانید در [ اینجا ] بخوانید .

 

[ جلسه امروز هیات دولت در غیاب احمدی نژاد و مصلحی برگزار گردید ]

در تداوم درگیری میان احمدی نژاد و خامنه ای برای ادامه صدارت  مصلحی بر وزارت اطلاعات، جلسه امروز هیات دولت بدون دعوت از وی و همچنین با عدم حضور قهرگونه احمدی نژاد همراه بود.

پیش از این گزارش شده بود محمود احمدی‌نژاد در اعتراض به دخالت رهبری در ابقای حیدر مصلحی در دفتر کار خود حاضر نشده است .


بنا به این گزارش رییس دولت دهم از زمانی که از کردستان بازگشته در دفتر کارش حاضر نشده است و چند نماینده حامی دولت هم در این زمینه با وی دیدار کردند. گفته می‌شود علی لاریجانی و مهدوی کنی هم شب گذشته با وی دیدار داشتند و با گوشزد کردن خطر واکنش وی خواستار قبول نظر رهبر جمهوری اسلامی شدند که او این خواسته را رد کرده است.

در روزهای گذشته ماجرای قبول استعفای وزیر اطلاعات از سوی رییس دولت دهم به موضوع کشمکش و جنگ رسانه‌ای تیم دفتر احمدی‌نژاد، سپاه و هوادارن لاریجانی شده بود که با دخالت آیت الله خامنه‌ای و نامهٔ وی به احمدی‌نژاد انتظار می‌رفت این موضوع ادامه پیدا نکند اما محمود احمدی‌نژاد تا حال حاضر به پذیرش نظر رهبر جمهوری اسلامی نشده و در مقابل آن تمکین نکرده است.

 

[ شکنجه دختر 8 ساله تا حد مرگ ]

حرفی برای گفتن ندارم ، داشته باشم هم نمی توانم بگویم ، دیدن [ این تصاویر ] فقط چشمانت را تر میکند و جگرت را آتش میزند .

 

 

هفته ای که گذشت

7-10-1388-image633975954790312500

تصمیم گرفتم از این به بعد یک شنبه ها بشینم مجموعه ای از اتفاقاتی رو که در طول یک هفته در ایران افتاده و منم اونها در محیط های مجازی دنبال کردم رو بنویسم و در موردشون حرف بزنم

میدونم الان گفتی میخواد ادای پارازیت رو در بیاره اما میگم نه ، پارازیت کجا و من کجا ، اونها هنوز خیلی کار دارن . در ضمن خود شیفته هم خودتی :))

آقا الگو برداری رو بی خیال ;

مصاحبه نوشابه امیری با سعید تاجیک رو خوندی ؟

شنیدی حاج سعید حدادیان در مورد مشائی چی گفته ؟

در مورد قابله رهبر مملکت چی ، همونی که موقع بیرون کشیدن آقا در جواب یا علیش گفت ، علی یارت .

رینگ خونین 3 رو که در استادیوم آزادی فیلمبرداری شد رو دیدی ؟

عمرا این یکی رو شنیده باشی که همسایه ها دارن یاری میکنن که 2ای اف ام با دوست دخترش آشتی کنه .

اوکی هر کدوم رو ازش بی خبری الان مینویسم و تو هم بخون تا در جریان قرار بگیری .

 

[ مصاحبه نوشابه امیری با حاج سعید تاجیک ]

محسنی اژه ای فکر کرد که اگه الان بیاد اعلام کنه که فردی که فحاشی کرده به فرزندان هاشمی رو ما بازداشت کردیم یکم مردم میگن به به چقدر قوه قضائیه ما داره عالی کار میکنه و عَدالت داره توی جامعه رعایت میشه ولی نمیدونست که فرداش سعید تاجیک میاد و گند میزنه تو حرف های حاج آقا و در گوش نوشابه امیری با تلفن میگه بچه حزب الهی هر کاری دلش میخواد انجام میده ، باور نداری خودت بخون ، اینجاست

خوندن متن مصاحبه برای من شخصه خیلی جالب بود ، سبک نگارشش رو هم خیلی پسندیدم اما چیزی که باعث شد در موردش تاسف بخورم این بود که ما هنوز نمیدونیم داریم از کی یا چه گروهی میخوریم ، کل سال 88 اومدن و ما رو زدن و ما گفتیم سپاه بوده و اطلاعات اما الان که این جور گفتگو ها رو میخونم و صحبت ها رو میشنوم می بینم نه بابا خیلی بی در و پیکر تر از این صحبت ها بوده و در کل باید بگم الان میفهمم مملکت بی صاحاب یعنی چی .

یه نفر مثلاً مثل سعید تاجیک میگه اگر من رو دو روز بیشتر نگه میداشتن هماهنگ شده بود بچه بسیجی ها بریزن جلوی قوه قضائیه و خودشون من رو بیارن بیرون ، این یعنی عمق فاجعه ، یعنی خود بی قانونی ، یعنی جنگل .

چه توقعی میشه داشت از مسئولان این مملکت وقتی بسیجی هاش اینجوری هستن .

 

[ سخنرانی حاج سعید حدادیان درمورد مشائی ]

می دونی وقتی داشتم گوش می دادم به حرفهاش دلم میخواست اونجا توی اون جمع باشم و خودم سوت بکشم و جیغ بزنم و بگم دمت گرم اما در واقعیت باید بگم راه  و طرز فکر من با حدادیان مثل دو خط موازی هست که حتی با دستور رهبری هم به هم نمیرسن ولی در کل من یکی حال کردم با حرفاش فارغ از هرگونه عقیده ای . البته ادبیاتش رو به هیچ عنوان نپسندیدم .

دلت بخواد میتونی از اینجا صحبت هاش رو بشنوی .

یه چیزی خیلی خوشحال کننده هست ، اینکه ما نیازی نیست بریزیم تو خیابون . فقط کافیه یکم انرژی صرف کنیم و سطح آگاهی تموم اقشار جامعه رو بالا ببریم . اینها خودشون خوب دارن حساب همدیگر رو میرسن و کم کم خودشون رو به خط پایان نزدیک میکنن .

حدادیان یکی از حامیان دو اتیشه دولت بود ، اینم سندش اما الان شده یک حامی از جنس معترض و این خوشحال کننده هست چون تفکر سعید حدادیان یک عالمه طرفدار داره و وقتی طرفدارهاش زمانی که به احمدی نژاد در همین حرفهائی که شنیدی توهین میکنه میخندن و براش سوت میزنن یک معنی میتونه داشته باشه که آقای رئیس جمهور منتصب و رای دزد ، شلوارت رو یکم محکمتر نگه  دار ، اینها کله خراب تر از این حرف ها هستند .

 

[ او یا علی گفت و قابله در جواب گفت علی یارت ]

امام جمعه موقت سانتیاگو ( قم ) در صحبت هاش فرمود روزی که آقای خامنه ای به دنیا آمد و قابله مشغول وضع حمل بود ناگهان در پاسخ به رهبری بلند فریاد زد که علی نگهدارت باشه و وقتی از او در این مورد سئوال کردند قابله گفته بود که ایشون موقع بیرون اومدن فرمودند یا علی .

اون زمانی که آقای سعیدی داشت این حرف ها رو میزد مطمئناً خبر نداشته که بعدش این حرفها تبدیل میشه به بزرگترین سوژه در راستای تولید و نگارش یک عالمه ویدئو و متن در دنیای مجازی بر علیه رهبری وگرنه تا سیصد سال آینده به خودش اجازه نمیداد در امر تولد رهبر دخالت کنه .

اما حالا کاری هست که شده و حرفی است که زده شده ، خدا خیرش بده که ما رو هم کلی خندان نمودند چون باعث شد در ادامه این ویدئو ساخته بشه ، این کاریکاتور کشیده بشه و هزاران وبلاگ در این زمینه نوشته بشه که بسیار جای تقدیر و تشکر داره .

 

[ پرسپولیس - استیل آذین ]

جمعه عصر در ورزشگاه آزادی اتفاقی افتاد که باعث شد در ادامه اتفاق های بدتری بیوفته ، بازی در 90 دقیقه تمام شد . یک مسابقه بی روح و کاملاً بی صحنه ، داور مسابقه زحمت کشید و زور آخر خودش رو زد و 4 دقیقه وقت اضافه اعلام کرد که شاید فرجی بشه و ملت بتونن یه حالی ببرن .

داور موفق شد . البته با کمک مصدومیت دروغی سوشا مکانی ، حرکت علی دائی ، پرتاب اوت سپهر حیدری ، شوت و گل و حرکت تمسخر آمیز آرفی و ضربات هوک راست و چپ الباقی بازیکنان فوتبال رو تبدیل کرد به رینگ خونین 3 .

کی اشتباه کرد و نکردش به ما مربوط نیست و عادل فردوسی پور و برنامش فردا شب بهش می پردازن اما چیزی که میشه اینجا در بارش صحبت کرد این بود که من بیام از دیدگاه فقط یک طرفدار بگم ورزش ما اونقدر مسموم و بیمار هست که پرتاب کردن یک اوت دستی که به قولی عدم رعایت بازی جوانمردانه بود بتونه زیر سئوالش ببره .

فوتبال ما الان و در این برهه از زمان زیر بزرگترین علامت سئوال وجود داره و اون هم چیزی نیست جز ، چرا فوتبال سیاسی ؟

حسین هدایتی ادعا میکنه من 40 میلیارد پول هزینه کردم ، این پول از کجا اومده ؟ برای کی هست ؟ حسین هدایتی خودش کی هست و پشتش به کجا محکمه که اومده وسط همچین فوتبال سیاسی یک تیم خصوصی راه انداخته اونم نه برای 1 سال بلکه 5 سال

درسته ما ملتی هستیم که یک عده ای از ماها خیلی دچار فقر اطلاعاتی هستیم اما یه عده ای از همین مردم خیلی خوب میدونن که کی داره چی کار میکنه .

امیدوارم فردا شب عادل فردوسی پور بتونه از حق این مردمی که کمی آگاهی دارن دفاع کنه و نماینده خوبی باشه براشون .

 

[ ماجرا های 2AFM و دوست دخترش ]

خیلی توضییح دادنی نیست اما در حد یک جمله میگم که بدونید

تمام مشکلات مملکتی حل شده و تمام کمپین هایی که ساختیم به نتیجه رسیده فقط مونده این یدونه مشکل ، یدونه کمپین راه افتاده که اینجاست ، ببینیدش و لطفاً همت کنید که حل بشه این مشکل که بتونیم در سایه آرامش در کناه همدیگه زندگی کنیم ، من به شخصه ممنونم :))

 

خوب دیگه حرفی ندارم بزنم ، میرم تا یک شنبه بعدی و نوشتن اتفاقات هفته بعد . خدانگهدار

Posterous theme by Cory Watilo