رهبر ترسو
وقتی پای انسانیت وسط بیاید منطق حکم میکند حق کشی انجام نشود .
عقیده و خط فکری من بر این باور است که مجاهد و طرفدار مجاهد منفور است و بی ارزش حال می خواهد نوجوان باشد یا خود مسعود رجوی .
اما وقتی پای کشتار غیر انسانی پیش کشیده میشود انسانیت حکم میکند هر گونه خونریزی ناعادلانه را محکوم نمائیم .
پس تا اینجای قضیه کشتار ساکنان پایگاه اشرف از دیدگاه انسانی و جهانی حرکتی زشت و غیر انسانیست .
اما بر میگردیم به همان خط فکری من که در اول متن به آن اشاره کردم ، رهبران گروه مجاهدین این روزها در کدام سوراخی پنهان شده اند ؟
آیا شجاعت و رجز خوانی مریم و مسعود رجوی فقط بر میگردد به پشت میکروفن هائی که صدایشان را در یک سالن مثلاً چند هزار نفری پخش می نماید ؟
هفته گذشته یک ویدئویی را در فیس بوک مشاهده نمودم که در آن مریم رجوی چونان یک رهبر مقتدر درباره آینده ایران عزیزم تصمیم میگرفت و بیان می نمود که در صورت سرنگونی رژیم ایران ما با این برنامه ها بهشتی برین را برای ایرانیان به ارمغان می اوریم .
در اینجا میخواهم بگویم که ای رهبر ترسوی مجاهد شما اگر می توانی همین الان چمدانت را ببند و دست همسرت را بگیر و رهسپار عراق شو .
بیشتر از ایرانیان داخل ایران الان طرفدارانتان و اعضای گروهت که شما رهبر آن هستید به شما احتیاج دارند .
اگر هم که قبول داری ترسوئی دیگر در پشت هیچ تریبونی دم از شجاعت مجاهد نزن .
در پایان به تو مجدداً می گویم : ایران و ایرانی نه احتیاجی به تو دارد و نه احتیاجی به نسخه هائی که تو برایش می پیچی ، تو اگر تئوری و برنامه خاصی داری بیش از هرجای دیگری الان و در این زمان پایگاه اشرف در عراق و اشرف نشینان نیازمند حضور رهبرانشان هستند ، هرچند که ترس مانع میشود تا تو در آنجا قدم بگذاری چه برسد که بمانی در جلوی صف اشرفیان و مبارزه کنی که مبادا خط اتوی کت و شلوارت به هم بخورد ، مسعود رجوی ای رهبر ترسو .