میدونی چی بیشتر از همه درد داره ؟
اینکه بشینی و آرشیوت رو بخونی و ببینی سال قبل برای شب یلدا متن نوشتی و از آسیب های اجتماعی و فقر مالی و هزار و یک درد دیگه بنویسی و شب یلدا که رسید بشینی کنار خانوادت و دوستات انار دون کرده بخوری و فال حافظ بگیری ، بعد وقتی نوبت به نوشتن متن امسال میشه زانوت رو بغل بگیری و فقط بخونی ، تازه اگر چشمهای عرق کردت اجازه بده .
نوشتن از یلدای امسال خیلی سخت هست ، سخت از این بابت که این شب طولانی تا بخواد صبح بشه عمرت رو ازت میگیره .
میدونی مثل آدم یتیمی میشی که فقط باید با خاطره هات یلدات رو سر کنی و حسرت این رو بخوری که چرا الان بغل دست اونهائی که دوسشون داری نیستی تا باهاشون بخندی و آجیل و انار بخوری .
یلدای امسال من اینجوری شده ، مبهوت و کبود و گس
از خانوادم خبری نیست اما آجیل هائی که برام آورده بودن هست ، ولی از گلوم پائین نمیره .
از انار دون کرده گلپر زده شده خبری نیست ، نه که نباشه . هست اما اون چیزی که نیست حس و حاله ، انار دون کرده بخوره تو سرم
از دیوان حافظ که کلاً هیچ خبری نیست ، نهایتش اینه که اگر هوس کنم یکی برام فال بگیره باید از کامپیوتر و اینترنتم خواهش کنم این کار رو برام انجام بده که اونم خوب میدونید صفائی نداره .
امروز مامانعلی با بغض بهم گفت یلدات مبارک علی ، حتی نتونستم بگم یلدای تو هم مبارک چه برسه به اینکه بخوام در بارش باهاش حرف بزنم
به همه دردهای متن پارسال باید یه درد به اسم غربت رو هم اضافه کنم که امیدوارم نصیبتون نشه چون مثل بختک میاد گلوتون رو همچین موقع هائی می چسبه و احساس خفگی بهتون دست میده .
خیلی دلم میخواد ادامه بدم ، خیلی حرف دارم برای گفتن ، اما به چند دلیل ادامه نمیدم :
1. این متن رو مامانعلی و بقیه خانواده میخونن ، نمیخوام به غمهاشون غم اضافه کنم
2 . اعتراف میکنم ظرفیت ادامه دادن ندارم چون مطمئنم گریم میگیره وسطش و باز چشمام عرق میکنه
3 . غربت زده مثل من زیاده ، اونها چه گناهی کردن
4 . منتظری بخونی این یکی رو اما من دلم نمیخواد تو هم زار بزنی ، برو با شب یلدات حال کن
غربت بزرگترین شوخی بود که من با خودم کردم .
پی نوشت : شب یلدا به همتون خوش بگذره و هر جا هستین یه دل سیر بخندین ، خوش به حال شب یلدا دار ها