درد و دل های یک اینترنت زده همیشه آپتو دِ یت

Media_httpnewsbbccouk_bctao

 نوشته ای را که میخوانید درد و دل های یک استفاده کننده از دهکده جهانیست که حدود 10 سالی است مشقت های زیادی را از تمام جهات تحمل نموده است و به اینجائی رسیده است که مجبور شده است این متن را بنویسد :

من با تو نه در پارک آشنا شدم و نه در خرابه های شهرم و نه در داخل خودرو ، اولین باری که من از تو استفاده کردم از روی کنجکاوی بود که بفهمم این دابلیو دابلیو دابلیو دات یاهو دات کامی که میگن چی هست .

از دوستم پرسیدم چجوری میتونم گفت باید بری کارت بخری و آدرس سوپری محل رو داد و منم رفتم از عباس آقا در ازای پرداخت 5000 تومان یک عدد کارت خریدم و پشت کامپیوترم نشستم و از تو بلای اعصاب و روان و وقت و روحیه سوز استفاده کردم .

آن موقع ها هرکس میتوانست سایت یاهو را باز کند انگار توانسته بود اتم را بشکافد .

خیلی ها نمیدانستند ایمیل به چی میگن و چه جوری ازش استفاده میکنن ، اما همین موقع ها بود که من تونستم یدونه آیدی یاهو برای خودم درست کنم و با کمک دوستم اولین محیطی را که در اینترنت تونستم ببینم چت روم یاهو بود .

؟ Hi , How Are You
Asl Plz
? Are You F Or M

نگین که یادتون نمی یاد که بر می خوره بهم ها .

خلاصه یکمی در این محیط ها گشت و گذار داشتم و الان اگر بگم شیطنت نکردم حرفی چـِرت زده ام و بی خودی خودم رو پاستوریزه نشون دادم .

یجورائی دیگه اینترنت رفته بود تو خونم ، یادش بخیر دایال آپ بود اون موقع ها وسط چت یهو که دیس کانکت می شدی زمین و زمان رو فحش میدادی و خدا خدا میکردی که دوباره سریع آن لاین بشی تا یوقت خدائی نکرده اون دختری رو که تونسته بودی بعد کلی وقت از بین یه عالم آیدی تقلبی یه گروهان پسر دختر نما پیدا کنی رو از دست ندی و بتونی بازم باهاش چت کنی .

یروزی یاهو تصمیم گرفت با کلاس بشه ، یه محیط رو به همه کاربرهاش معرفی کرد به اسم یاهو 360 ، یجورائی همون چت روم رو برداشته بود با کلاس کرده بود و یکسری امکانات بهش اضافه کرده بود که میتونستی داخلش دوست پیدا کنی .

فکر کنم سال 83 بود که در ایران بعد از فیلتر شدن اورکات و چیپ شدن کلوپ در این محیط عضو شدم و تصمیم گرفتم مثل یک انسان متشخص از امکاناتش استفاده کنم .

اولین تجربه های وبلاگ نویسی رو از اونجا شروع کردم و اعتیادم به اینترنت رفته رفته بیشتر میشد و در کنار یاهو 360 و دوستهائی که پیدا کرده بودم با محیط های دیگه هم اشنا میشدم .

دیگه دایال آپ هم عمرش به سر اومده بود و به خاطر اینکه بتونم بیشتر از نت استفاده کنم مجهز شدم به اینترنت پر سرعت و همین جوری کم کم گول زرق و برق این محیط های مجازی رو میخوردم و از خیلی چیزهای دیگم عقب می موندم .

ما ایرانی ها یه عادتی که داریم اینه که وقتی چیزی بهمون معرفی میشه اونقدر در استفاده ازش افراط میکنیم که از چشمامون بزنه بیرون ، یادم میاد یروزی تو شرکت دیتابـِیس های یه پروژه رفته بود هوا اما برای من که مسئول نگهداری از اونها بودم جواب دادن به کامنت های دوستام اولویت بیشتری داشت .

میدونی یه چیزی خیلی خوب بود ، با افکار و اخلاقیات ادمها آشنا میشدی اما همینجوری نسبت به انتخاب آدمها و برقراری ارتباط باهاشون دچار وسواس شدیدی می شدم ، می تونم بگم واسه ما ایرانی ها که هنوز بلد نیستم از یک وسیله استفاده مثبت کنیم اینترنت میتونه مثل یک چاقو باشه در دست یک کودک هفت ساله .

آدمهایی که کنارت در جامعت زندگی میکردن رو همیشه نسبت به شناخت هایی که در دنیای مجازی پیدا کرده بودی میسنجیدی که این می تونست تو رو منزوی کنه و کافی بود که احساسات و عواطفت هم کمی مورد بازی قرار بگیره ، چشمت روز بد نبینه که از همه دنیا متنفر میشدی و می چپیدی توی خودت و بعضی وقتها هم با خداحافظی از این گونه محیط ها دست به خودکشی اینترنتی میزدی و میگفتی دیگه نمیام نت ، اما چون قبول کرده بودی که تو یک معتاد هستی یک روز نگذشته باز هم بر میگشتی و به روال قبلت ادامه میدادی .

خلاصه 360 هم عمرش به سر رسید و من معتاد به پیشنهاد دوستان معتاد ترم وارد محیط بسیار خوش آب و رنگ فیس بوک شدم ، فیس بوکی که آینده من ِ وبلاگ نویس را کاملاً تغییر داد و سرنوشت دیگری را برایم رقم زد .

اعتیاد کار دست من داد و مجبور شدم به خاطر روش و خط فکری که در اینترنت انتخاب کرده بودم و افزایش روزانه مخاطب هایم مدارم بروز بشوم و در کنار این بروز شدن ها با محیط های دیگری آشنا بشوم که بدون انکه خود متوجه شوم این غول مجازی خوش آب و رنگ مرا هروز بیشتر از روز قبل  در خود فرو برد .

جریانات فیس بوک و محیط های دیگر رو در پست بعدی بهش می پردازم ، اما واقعاً اگر تو هم یک معتاد اینترنتی هستی ، به راحتی به جرم خود اعتراف کن و خیلی راحت تو هم درد و دل کن در کامنت دونی زور آباد .


Posterous theme by Cory Watilo