خدا جونم ، جونت در خطره

Media_http2bpblogspot_tvwwj

مدتهاست می خوام بنویسم اما نمیدونم از چی یا از کجا باید شروع کنم .

یه وقتهائی میگم از حس و حال الانم که توش گیر کردم بنویسم باز میگم چه کی بشه ، به کسی چه مربوط .

میگم بیام یه بیانیه سیاسی محکم و دندون شکن ارائه بدم که یکی میزنه پس گردنم و میگه عزیزم گاو نر میخواهد و مرد کهن .

میگم بیام در مورد جام جهانی و شکست تیمهای غول دنیا بنویسم ، باز میبینم یکی دیگه در بارش حرف زده و کلی بهش خندیدن ، من دیگه برای چی بشم سوژه خنده مردم .

میگم بیام اعلام کنم میخوام تور مسافرتی و گردشگری راه بندازم که می بینم هوا اونقدر گرم شده که مملکت رو به خاطرش تعطیل کردن و مردم خوابیدن زیر کولر ، کیه که بره مسافرت .

جون خودم نباشه ، جون شما ، من بیوفتم فلانی بمیره ، موندم از چی بنویسم !!!!

والا راستش من موندم تو کارهای تو ، یه کارائی میکنی که من ِ بندت چهار چرخم هوا میشه و کف و خون قاطی میکنم .

بابا قربونت برم ، عزیز دلم آخه واسه چی اون کار رو با مامان حوا و بابا آدم کردی ، نه خودت بگو واسه چی ؟

حالا اون سیب معروف که یه جائی خوندم معروف هست به میوه شعور و آگاهی رو سر راه مامان حوا نمیذاشتی چی میشد ؟

والا اگه همون موقع اون دوتا بزرگواری که خلق کردی در بی شعوری می موندند به هیچ جای دنیایی که خلق کرده بودی بر نمیخورد به خودت قسم .

فرستادیشون رو زمین و اونها هم خواسته یا ناخواسته شروع کردن به تولید نسل بشر که مطمئنم اگر میدونستن عاقبتش میشه گسترش این همه آدم بی شعور روی این کره خاکی باز به خودت قسم جلوگیری میکردند ، سالهای سال .

حالا میگیم این هیچی ، اومدی سیل به اون گندگی راه انداختی و کل دنیا رو آب برداشت اما آخرش باز یه کشتی موند و چند تا انسان و یه خروار حیوان ، عزیز من تو که میخواستی این کار رو کنی میذاشتی همون دایناسورها و انسانهای نخستین بمونن روی زمین ، هم هیجانش بیشتر بود هم لازم نبود این همه پول الان تو این بی پولی دنیا خرج بشه تا نسل مامان حوا و بابا آدم بیان پارک ژوراسیک فلان نسخه رو بسازن تا ما بفهمیم یه زمانی دایناسوری هم بوده روی این زمین .

میبینی خدا جون خودتم اهل اصراف هستی ، اون همه آبی که اون موقع شد سیل و بعد رفت تو زمین یا بخار شد رفت تو آسمون الان اگر بود حداقلش مشکل کمبود آب و بی برقی نداشتیم تو کره زمین .

خوب اینم هیچی میگیم بازم خواستی به آدما فرصت بدی ، این حرکت عمو ابراهیم چی بود آخه ؟

به نوح گفتی گوسفند رو از رو زمین نجات بده بعد از اینور اومدی به جای پسر عمو اسماعیل به عمو ابراهیم گفتی بیا این گوسفند رو سر ببُر .

از اونطرف نجات میدی از این طرف میگی بیا این رو بکش ، خوب این گوسفند بدبخت چه گناهی کرده آخه ، نگو نمیدونستی یروزی همین آدمها واسه این سر بریدن گوسفند روز تعیین میکنن و تو همون روز نرخ این گوسفنده خداد تومن میشه .

دیدی رسیدی به حرف من که اون میوه شعور خوب جواب نداد و یه عالمه آدم بی شعور تحویل جامعه دادی .

چیه ؟
چرا اینجوری نگام میکنی ؟
آهان زیادی در مورد عمو ابراهیم حرف زدم ؟
آهـــــان نگرانی به بقیه عمو هام نرسم ؟

نگران نباش برای همه عمو ها تایمی رو در نظر گرفتم به همشون میرسم ، اخم هم نکن مهربونم .

خوب برسیم به ادامه سئوالها و ایرادات من در مورد بعضی موارد .

خدا جونم یادته عمو موسی و پیروانش رو تعقیب کردن تا رسیدن به رود نیل و عمو موسی با عصاش دریا رو شکافت ؟

تو که بر همه چی اگاه هستی و میدونستی اون پیروان یروزی میشن صهیونیست و میان میوفتن به جون فک و فامیل های عمو محمد ، واسه چی گذاشتی از نیل رد بشن ؟ نکنه تا اومدی بجنبی و دکمه رو فشار بدی که نیل بسته بشه رد شده بودن و کار از کار گذشته بود ؟

بابا یه رعد و برقی و زلزله ای چیزی مهمونشون میکردی بعد از عبور که اینجوری نیوفتن به جون این فلسطینی های بدبخت که الان هیچ کدوم خونه و زندگی ندارن و نصف آدمهای دنیا هم نگرانشون هستن و از شکم خودشون و مردمشون میزنن و میریزن تو شکم اونها ، بعدشم اینقدر بی شعورن که علیه اون نصف دنیا رای سفید هم میدن .

دیدی باز اون میوه شعور خیلی خوب جواب نداد .

خوب از حق نمیتونم بگذرم به خودت قسم ، به عمو مسیح زیاد نمیتونم خرده بگیرم جز یه مورد که اونم کل کل بین عمو مسیح بود و عزرائیل جان .

این بنده خدا متحمل این همه زحمت میشد و جون مردم رو می گرفت بعد 3 سوت این عمو مسیح دم می دمید و دوباره مرده رو زنده میکرد ، میدونم خدا جون که میخواستی به اون مردم تا اون موقع بی شعور ثابت کنی که به فکرشونی ، بهشون بفهمونی که یکی هست مراقبشون باشه و نگران آیندشون ِ اما خودت دیدی در عین بی شعوری چه کاری با عمو مسیح کردن و مجبور شدی ببریش پیش خودت .

بی شعور بودن دیگه ، نگو قبول نداری که کلامون میره تو هم .

آخه کدوم آدم باشعوری میاد یه آدم دیگه رو با میخ وصل میکنه به صلیب !!!

خوب در مورد همه عمو ها صحبت کردم ، میخوام راجع به عمو محمد (ص ) صحبت کنم که از همه عمو ها بیشتر زحمت کشید برای این مخلوقاتت ، متحمل خیلی رنج ها شد ، اما خسته نشد و ادامه داد .

نشست او همه حرفی که تو بهش زده بودی رو تو یه کتاب نوشت که اگر کسی میخوندش میدید کم و کسری نداره و همه چی توش هست .

اما واقعاً اگر میدونست بعد از 1400 سال یه مشت آدم میان تو این دنیا و اونجوری که خودشون دلشون میخواد دست می برن تو کتابش و برای هر آیه کتابش هوارتا تبصره و ماده اضافه میکنن ، مطمئن بودم اون موقع که جبرئیل بهش میگفت :

محمد بخوان ، در جوابش میگفت : ها ؟ و هیچ وقت هیچی نمیخواند .

آره خدا جون تو خودت هم میدونی بعد از 1400 سال دارن با دین عمو محمد چی کار میکنن و من فقط نگران این هستم که اون سیب گاز زده مامان حوا اونقدر بد عمل کنه که یروزی بدون اجازه تو یه بی شعوری بلند شه و بگه من یه عموی جدید هستم . اونوقت شک دارم که خودت رو هم قبول داشته باشه .

تا همین الانش اگر در جریان نیستی در جریانت بذارم که نماینده برات در نظر گرفتن روی زمین و به هر وسیله ای هم شده دارن میخ های صندلیش رو محکم تر میکوبن رو زمین که هیچ رقمه کنده نشه .

خلاصه که این بنده بی شعورت فقط خواست بهت گرا بده که مراقب خودت باش .

خدا جونم ، قربون بزرگیت برم ، یه پسری چند وقت پیش یه اهنگ خونده ، گوشت رو بیار جلو برات بخونمش .

میان ظهر عاشورا یزید خفته دوران
زگور کهنه اش برخاست به قصد قتل دلداران
گناه ملت ما چیست ، به جز فریاد آزادی
خداوندا تو شاهد باش به هتک حرمت انسان

علی ! برخیز و باطل کن بساط این دغلبازان
که اینان جامه حق را بپوشاندند تن شیطان
چنان دین محمد را به کام خود بیالودند
که گوئی حضرت حجت ز اینان می برد فرمان

الهم کل ولیک الحجته بن الحسن

ادامش رو خودت از تو اینترنت دانلود کن و گوش بده نتونستی بگو لینکش رو بهت بدم .


پی نوشت : خدا جونم ، جونت در خطره

Posterous theme by Cory Watilo