دختر فراري

Media_http3bpblogspot_aqjir

توي اتوبان برخلاف ماشينا داره راه ميره

ساعت از نيمه شب گذشته نميدونه كجا ميره

نور بالاي چراغا داره بهش ميگه

زندگي براي تو نيست اين اصل تقديره

كه يكي ميره و ميميره و از پرواز ميگه

يكي ديگه تو ماشين بنزش داره گاز ميده

يكي ميخره لباس و ميگه مد سال اونه

يكي خوابيده بي كفن توي غَسال خونه

يكي بالاس مث ِ خداس ، توي دستش برگ آس

يكي پائين از دست تقدير داره صفر تاس

همه دور هم تو خونه هاشون با شادي و غم

دخترك تو اتوبان به فكر فروش تن

داشت فكر ميكرد كه اگه پولاش رو جمع كنه

ميتونه از شب بيداريهاش يكمي كم كنه

بعضي وقتها آدما ميگن خدا گناهكاريم

ولي انصافت رو شكر خدا ، ما گناه داريم

آخه باباش معتاد بود ، يه بي غيرت روي زمين

مادرش هم پا به ماه به فكر سقط جنين

ميگن دخترش رو مي فروخت تا كه بگيره جنس

كاري كه حتي نمي رسيد به فكر جن و انس

يكي بود ، يكي نبود ، تويه روز بهاري

دختر قصه ي ما شد يه زن فراري

دختره دامنش رو باد ميدادش از قصد

هنوز داشت راه ميرفت تو اتوبان بي مقصد

آدماي خوبت كدومان ، اونا كه برج دارن ؟

يا اونايي كه فقط پول ِ سر ِ برج دارن

دخترك تو شهر گرگها با پاي پياده

نكنه من كافرم ، توقعم زياده !

هر ماشين كه رد ميشه يه نگاه هيز

دخترك رو تو اتوبان كرده آناليز

آره ، حالا وقتشه تو هم بيدار شي

نكنه تو هم ميخوايي مثل ماها بيمار شي

دخترك دلش شكست ، خدا چقدر بد شد

يه ماشين عروس همين الان از كنارش رد شد

توي روياش عروس شد و فكر ميكرد با خنده

كه يكي خندش رو شكست و گفت مَزَنه چنده ؟

دخترك فراري يه نگاه كرد رو به خدا گفت

لعنت به زمينت كه اونو دادي به ما

آخه خالق من ، تو بگو اين كار درسته

نكنه تو هم مثل ماها نداري عرضه

دخترك رفت كنار ماشين دلش شكسته

بقيه قصه رو بگم يا كه ديگه بسه

همه دور هم تو خونه هاشون با شادي و غم

دخترك توي ماشين زده بود حراج تن

توي اتوبان ديگه بر خلاف ماشين ها كِسي نيس

همينطور كه صبح ميزنه بارون زده شده زمين خيس

خدا پس كو دختره ! چرا چشات بستس ؟

نكنه دير وقته و خدا ديگه خستس

خدا پس بيدار شدي كِسي باهات كار داره

دختر قصه ما همون زن بارداره

كه فكر سقط ِ جنين ِ توي توالت

زندگيمون خراب شد به يه سيب ِ كالِت

ميگن سيب كالِت و كه خورد همه چي عوض شد

تقاصشو ما پس بديم ، هـــَــه چه قدر بد شد

قيمت سيب تو بازارت مگه چنده ؟

بالاتر از قيمت تن فروشي يه بنده ؟

منو ببخش اگه نيايشم باهات فرق داره

هر كِسي يه جور بهت ميگه كه چقدر درد داره

اگه فكر مي كني كه حرفهاي من تنده

عكس العمل تو هم خوب يكمي كنده

پي نوشت : در پست بعدي داستان زندگي پسري را ميخوانيد كه درتهران تن فروشي ميكرد براي ....


87/11/05 - علي كمياب ( اين متن براي اولين بار در ياهو 360 نوشته شد كه به كمك دوست خوبم آقاي رضائي بر روي آن ملودي گذاشته شد و به سبك رپ اجرا گرديد )

Posterous theme by Cory Watilo