از تو و برای تو مینویسم
برای از تو نوشتن نمی دانم باید از کجا شروع کنم
ابتدای نوشتم را نمی دانم از کدام کلمه باید استفاده کنم
اما این را میدانم که برای تو فقط باید از تو بگویم
دوست داشتم سکوت میکردم تا بخوانی از چشمانم
اما دیگر سکوت کافیست ، می خواهم آنچه که از تو و برای توست را بلند فریاد کِشم
می خواهم بدانی که سالهای سالست که دوستت میدارم
دوست داشتنی از جنس باران
دوست داشتنی به لطافت نسیم
دوست داشتنی به تدوام زندگی
از آغاز تا پایان
آغازش را در کنارم بودی ، پس تا انتهایش بمان
بمان در کنارم همه زندگیَم ، همه عشقم و همه جانم
تقدیم به تو ای همراه ابدی
علی کمیاب - صبحگاه 11/11/86