نامه ای به صاحب رنگ سبز
سلام بر میرحسینسلام بر توئی که اینروزها عکسهایت را روزی چندین بار بر در و دیوار این شهر خسته میبینمسلام بر توئی که اینروزها میتوانم نشانه حضورت را بروی مچ دستها , بند کوله پشتیها و
کیفها و یا آنتن اتوموبیل ها و حتی در ویترین مغازه ها بیابمشهر را آنچنان سبز کردی که چشمان مردم اینروزها ناخودآگاه همه چیز را سبز میبیندشاید اگر تا قبل از آمدنت ماشین پلیس یا گشت ارشاد را که می دیدیم در دلمان میگفتیم اَه اما
حال میگوئیم اینهم طرفدار موسویست دیگر تاکسی های سبز که جای خودش را داردمیرحسین اینروزها همه میگویند تو می آیی و فقط همین , به هیچ چیز دیگری توجه ندارند جز آمدن تووقتی میپرسی که چرا خوشحال هستید از آمدنش , تنها یک دلیل می آورند و آن رفتن
آقای دکتر میباشد , شاید خیلی ها از این رفتن بیشتر خوشحالند تا از این آمدنمن نمیدانم این آقای دکتر چه کرده با این مردم که اینگونه از او بیزارند که حتی حاضرند محسن کماندو انتخاب شود
اما دکتر محمود نباشدمن کاری ندارم که که میرود و که میآید , دوست دارم که تو بیائی و برای این آمدن تلاش هم میکنیم
اما میرحسین عزیز اگر قرار شد که بیائی و ماندگار شوی از تو می خواهیم :به تمام حرفهایت که الان برای مردم میزنی عمل کنیبر سر تمام قولهایت بمانیلااقل تو کشور داری کن به جای جهان داریکاری کن که اگر گفتند میروی به یک کنفرانس مردم برای ورود سر و دست بشکنند نه برای خروجسفرهای استانی کمتر برو , بمان در پایتخت و به همگان برسکاری کن قیمت گوجه فرنگی در همه جای ایران ارزان شود نه فقط در محله شماصندوق ذخیره ارزی را جیب خودت ندانکابینه ای انتخاب کن که وزرایت تا انتها با تو بمانند اگر خواستی در میان مردم فرم نظرسنجی پخش کنی به جای آره یا نه بنویس بله یا خیربا مجلسی ها دوست باش و آنها را دوست بدار تا دوستت بدارند تا طرحهایت را وتو نکنندخودت را نه رجایی بنام و نه سوپرمن , خودت باش میرحسین موسویمیرحسین فقط به تمام اینهایی که گفتم عمل کن , نگذار مردم از سبز و سبزی هم متنفر بشوندچون یکروز یکی آمد و گفت من از مردمم از جنس مردم , اما کاری کرد که مردم هم از مردم بدشان می آید
پی نوشت : تو هم نامه ات را به رئیس جمهور منتخبت بنویس , هرچه میخواهد دل تنگت بگو.
.
سید علی بنی جمالی - 10 خرداد 1388
کیفها و یا آنتن اتوموبیل ها و حتی در ویترین مغازه ها بیابمشهر را آنچنان سبز کردی که چشمان مردم اینروزها ناخودآگاه همه چیز را سبز میبیندشاید اگر تا قبل از آمدنت ماشین پلیس یا گشت ارشاد را که می دیدیم در دلمان میگفتیم اَه اما
حال میگوئیم اینهم طرفدار موسویست دیگر تاکسی های سبز که جای خودش را داردمیرحسین اینروزها همه میگویند تو می آیی و فقط همین , به هیچ چیز دیگری توجه ندارند جز آمدن تووقتی میپرسی که چرا خوشحال هستید از آمدنش , تنها یک دلیل می آورند و آن رفتن
آقای دکتر میباشد , شاید خیلی ها از این رفتن بیشتر خوشحالند تا از این آمدنمن نمیدانم این آقای دکتر چه کرده با این مردم که اینگونه از او بیزارند که حتی حاضرند محسن کماندو انتخاب شود
اما دکتر محمود نباشدمن کاری ندارم که که میرود و که میآید , دوست دارم که تو بیائی و برای این آمدن تلاش هم میکنیم
اما میرحسین عزیز اگر قرار شد که بیائی و ماندگار شوی از تو می خواهیم :به تمام حرفهایت که الان برای مردم میزنی عمل کنیبر سر تمام قولهایت بمانیلااقل تو کشور داری کن به جای جهان داریکاری کن که اگر گفتند میروی به یک کنفرانس مردم برای ورود سر و دست بشکنند نه برای خروجسفرهای استانی کمتر برو , بمان در پایتخت و به همگان برسکاری کن قیمت گوجه فرنگی در همه جای ایران ارزان شود نه فقط در محله شماصندوق ذخیره ارزی را جیب خودت ندانکابینه ای انتخاب کن که وزرایت تا انتها با تو بمانند اگر خواستی در میان مردم فرم نظرسنجی پخش کنی به جای آره یا نه بنویس بله یا خیربا مجلسی ها دوست باش و آنها را دوست بدار تا دوستت بدارند تا طرحهایت را وتو نکنندخودت را نه رجایی بنام و نه سوپرمن , خودت باش میرحسین موسویمیرحسین فقط به تمام اینهایی که گفتم عمل کن , نگذار مردم از سبز و سبزی هم متنفر بشوندچون یکروز یکی آمد و گفت من از مردمم از جنس مردم , اما کاری کرد که مردم هم از مردم بدشان می آید
پی نوشت : تو هم نامه ات را به رئیس جمهور منتخبت بنویس , هرچه میخواهد دل تنگت بگو.
.