آمـــدی ، بمان و هرگز نرو
در بیابانی قدم گذاشتی که سراسر آن را خشکسالی فرا گرفته بود
تک درختی در حسرت حضورت
و نگاهی که سراب را باور کرده بود
با حضورت طراوت آوردی
تشنه ای را سیراب کردی
و نگاهی را امیدوار به عبور از این بیابان
که هم اکنون از لطف حضورت خشکسالی را به فراموشی سپرده
خداوندا تو را شاکر هستم برای خلق
دریا ، خورشید ، ابر و سپس بارانت
******
علی کمیاب 12/02/87